مریم محمودخواه
فشن ژورنالیست و نویسنده مد و فشن
طراحی لباس در نمایش موزیکال «طروپ طرب»؛
بازآفرینی جهان مطربان فراموششده با رنگ و بی رنگی
نمایش موزیکال «طروپ طرب» به تهیه کنندگی و کارگردانی حمیدرضا خلیلی؛ جهانی میان واقعیت و خیال را روایت میکند؛ جایی که مطربان سالها پس از مرگ، به دلیل نداشتن کفن و جایگاه اجتماعی، همچنان میان دو جهان سرگردان ماندهاند. همین ایده فانتزی و تلخ، در طراحی لباس نیز بازتاب پیدا کرده و لباسها تنها پوشش شخصیتها نیستند، بلکه بخشی از روایت نمایش به شمار میآیند.
تلفیق قاجار و تئاتر روحوضی
اگرچه داستان در فضای تاریخی دوره قاجار میگذرد، اما طراح لباس این نمایش(هانیه نصیری) صرفا به بازسازی مستند پوشش آن دوران بسنده نکرده است. لباسها با رویکردی نمایشی و اغراقآمیز طراحی شدهاند و فضایی نزدیک به تئاتر نمایشهای روحوضی ایرانی ایجاد میکنند. رنگها، حجمها و فرمها همگی در خدمت خلق جهانی فراواقعی هستند؛ جهانی که ساکنانش دیگر به دنیای زندگان تعلق ندارند.
فروغالسلطنه؛ سوگلی شاه در جامهای سپید
شخصیت فروغالسلطنه با لباس سفید، حجاب پارچهای شفاف و توری که به عنوان کفن در اطرافش دیده می شود، از دیگر شخصیتها متمایز شده است. رنگ سفید در اینجا دو معنا را همزمان تداعی میکند؛ از یک سو شکوه و اشرافیت درباری و از سوی دیگر حالتی شبحگونه و برزخی.
استفاده از تور بلند و لایههای متعدد پارچه، حرکتهای بازیگر را نرم و شناور نشان میدهد و حضوری رؤیایی به شخصیت میبخشد. بافت براق پارچه و فرم نسبتا اروپایی لباس نیز یادآور نفوذ مد غربی در دربار قاجار است.
مطربان؛ رنگ، اغراق و شوخطبعی
بخش مهمی از هویت بصری نمایش بر دوش مطربهاست. لباسهای کوتاه، دامنهای چیندار، جلیقههای پولکدوزیشده، روسریهای رنگی و ترکیب قرمز، آبی، سبز و طلایی، یادآور پوشش دستههای نمایشی و سیاهبازیهای ایرانی است.
در این طراحی، جنسیت لباسها اهمیت ثانویه دارد و جنبه نمایشی آن برجستهتر است. همین اغراق در فرم و رنگ، حال و هوای طنز و هزل نمایش را تقویت میکند و شخصیتها را به موجوداتی میان انسان و خاطره تبدیل میسازد.

لباسهای خنثی؛ بدنهایی بیهویت و سرگردان
در صحنه هایی از این تئاتر؛ بازیگران لباسهایی به رنگ کرم و تقریبا بی رنگ بر تن دارند. این لباسهای ساده، کشسان و بدون جزئیات، بدن بازیگران را به ابزاری برای خلق فرمهای حرکتی تبدیل کردهاند.
رنگهای خنثی و فقدان تزئینات، حس بیزمانی و برزخ را تداعی میکند؛ گویی این شخصیتها از فردیت تهی شدهاند و تنها خاطرهای محو از گذشتهاند. چنین انتخابی باعث میشود توجه مخاطب بیشتر به حرکت و میزانسن معطوف شود.
رنگ به مثابه زبان روایت
طراحی لباس نمایش بر پایه سه طیف رنگی شکل گرفته است؛ از سفید و نقرهای در جهان فروغالسلطنه و فضای خیال و قرمز، آبی و سبز براق در جهان مطربان و فضای شاد. کرم و خاکی هم رنگ ارواح سرگردان و شخصیتهای فراموششده در حال و هوای این نمایش است.
این تضاد رنگی به مخاطب کمک میکند بدون نیاز به دیالوگ، جایگاه هر شخصیت را در جهان داستان تشخیص دهد.
طراحی لباس «طروپ طرب» نمونهای موفق از بازخوانی پوشش دوره قاجار با زبانی معاصر و تئاتریکال است. لباسها نه بازسازی تاریخی صرف، بلکه ابزاری برای شخصیتپردازی و جهانسازی هستند. ترکیب لباسهای اشرافی، پوشش مطربان سنتی، فرمهای اغراقآمیز و رنگبندی نمادین، فضایی خلق کرده که هم ریشه در فرهنگ نمایشی ایران دارد و هم حالوهوایی فانتزی و سوررئال به اثر میبخشد؛ گویی همه شخصیتها در مرز میان زندگی، مرگ و خاطره سرگرداناند.
طراحی صحنه؛ فضایی انتزاعی برای جهانی بیزمان
طراحی صحنه نمایش «طروپ طرب» که توسط سینا ییلاقبیگی انجام شده، بر یکی از مهمترین ویژگیهای نمایشهای سنتی ایرانی استوار است؛ نمایشهایی که بیش از آنکه به بازسازی یک مکان مشخص بپردازند، فضایی انتزاعی برای حضور و کنش بازیگران خلق میکنند. از همین رو، صحنه در این اثر نیز مکانمحور نیست و با رویکردی کمینهگرا طراحی شده است.
با توجه به ساختار اجرایی و موزیکال نمایش، استفاده از عناصر محدود اما کاربردی و الهامگرفته از معماری ایرانی، بستری فراهم کرده تا بازیگران بتوانند آزادانه در صحنه حرکت کنند و روایت را پیش ببرند. این عناصر بیش از آنکه کارکردی توصیفی داشته باشند، نشانههایی بصری هستند که ذهن مخاطب را به فضای فرهنگی و تاریخی اثر هدایت میکنند.در عین حال، یکی از مهمترین ویژگیهای طراحی صحنه، تأکید بر «لامکان» و «لازمان» بودن جهان نمایش است. شخصیتهای «طروپ طرب» میان زندگی و مرگ، خاطره و واقعیت سرگرداناند و صحنه نیز با پرهیز از هرگونه بازنمایی واقعگرایانه، این وضعیت معلق را تقویت میکند.
به این ترتیب، طراحی صحنه نه صرفاً بستری برای اجرای بازیگران، بلکه عنصری در خدمت جهانسازی نمایش است؛ جهانی که با طراحی لباس و میزانسن، هویتی یکپارچه و منسجم پیدا میکند.
دیدگاه خود را بنویسید